عبد المحمد آيتى

226

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

دوم رمضان در مرج صفّر بر سر پشته‌اى بزرگ رسيدند چون به هامون نگاه كردند روى زمين از لشكر مصرى و شامى مواج بود . ملك ناصر محمد بن قلاوون در همان ساعت آنجا رسيده بود و هنوز جاى خيمه‌ها معين نشده بود . مغولان به وحشت افتادند . بعضى گفتند بازگرديم و ميدان كارزار را جاى ديگرى تعيين كنيم . چوپان بيك گفت در هر حال از اين موضع بازگشتن وجهى ندارد چه موجب ضعف سپاهيان ما و جسارت آنان مىشود . [ 410 ] مصلحت آن است كه بىآنكه قلب آراسته شود و ساقين و جناحين در موازات لشكر دشمن تعبيه گردد بر ميسرهء ايشان حمله بريم . اگر پيروز شديم كه نام نيكى برده‌ايم و گرنه عذر ما پذيرفته بود و نيز شب درمىرسد . در تاريكى پنهان مىشويم و راه گريزى مىيابيم . همه تصديق كردند . چوپان بيك با لشكر خود حمله كرد . تيتاق « 1 » و شباوچى و ترسا و كنشو نيز با چند هزار ديگر از مقام خود حمله آوردند . قتلغ شاه نوئين و ملاى با بيست هزار سپاهى و توق بزرگ همان‌جا متوقف شد . از آن طرف نيز ملك ناصر با لشكر فراوان صفى كشيد . دو سپاه به هم درآويختند و گروه كثيرى كشته شدند . چوپان بيك و ديگر اميران شجاعتى نمايان كردند [ 411 ] و ميسره مصر را منهدم ساختند و به جمع غنايم پرداختند . قپچاق كه صاحب ميسره بود با دو غلام از مرگ نجات يافت و سلطان مصر را از اين شكست آگاه نمود و او ده هزار سوار بىدرنگ روان ساخت . اما از اين سو در آغاز شروع جنگ ارغداى و طغاتيمور هم مراجعت كرده بودند سپاه قتلغ شاه نوئين و ملاى هم از جاى نجنبيد . در اين حال مدد ميسره برسيد و مصريان ضربتى سخت بر مغول وارد آوردند [ 412 ] و تيتاق را با ايرنجين و ترسا و كنشو و چند امير ديگر اسير كردند . چوپان بيك با باقى لشكر رو به گريز نهاد ولى باز دل از دست نداد و در همه‌جا در آسايش سپاه شكستهء خود مىكوشيد . روز ديگر ملك ناصر اطراف آن پشته را محاصره كرد . مغولان چون بر آنان مشرف بودند به ضرب تير از حملهء مصريان مانع مىشدند . سلطان مصر فرمود تا از سوئى به آنها راه دهند تا فرود آيند چون راه باز شد قتلغ شاه نوئين با سپاه و از پى او ملاى نيز با سپاه خود فرود آمدند و راه ديار خويش را پيش گرفتند . سلطان مصر دو سوار از پى آنان بفرستاد تا مباد برگردند و در جائى كمين كنند . مغولان از اين انديشه فارغ بودند . ناگاه

--> ( 1 ) - چ : تيتاق